السيد عبد الحسين الطيب
207
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
زبانى اگر چه باعث جريان احكام بر او مىشود تا مادامى كه كشف خلاف نشده لكن منافق است نه مؤمن كه ميفرمايد : وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ نمل آيه 14 . چهارم : تسليم زير بار دين رفتن . ( 2 ) از امور قلبيه اخلاق و صفات و ملكات حسنه و سيئه است . ( 3 ) حب و بغض كه سؤال كردند كه : هل الحب و البغض من الايمان ؟ - حضرت فرمود : هل ايمان الا الحب و البغض ؟ - حب الهى و انبياء و ائمه اطهار و مؤمنين ، و بغض اعداء دين . ( 4 ) خيالات نفسانى و خطورات قلبى و الهامات ملكى و وساوس شيطانى و نيّات قلبى و نحو اينها تمام روز قيامت مكشوف مىشود يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ طارق آيهء 9 . إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ خداوند متعال از كليه آنها و از نيات آنها و از اخلاق آنها و از صفات آنها و از ايمان و كفر و ضلالت و نفاق و خيالات و خطورات آنها با خبر است و خبير بودن خدا مثل خبير بودن بندگان نيست بندگان تا امرى واقع نشود و به آنها خبر نرسد مطلع و خبير نميشوند اما خداوند قبل از خلقت عالم در ازل به تمام آنچه الى الابد واقع مىشود با خبر است . تنبيه : ميان حكماء قديم و جديد در موضوع علم الهى اقوال زيادى است كه در منظومهء سبزوارى ميگويد : و قيل لا علم له بذاته * و قيل لا يعلم معلولاته . . . الى آخر ابياته . و منشأ اشتباه آنها چند چيز است يكى آنكه نسبت خدا را با مخلوقاتش نسبت علت بمعلولات و اثر بتأثيراتش ميدانند كه قهرى است و اختيارى نيست مثل آتش و سوزش آن كه آتش علم بآتشى خود و علم بسوزش خود ندارد . ديگر آنكه علم را غير ذات ميدانند و صفت زايده كه لازمة قول آنها قدماء ثمانيه است كه گفتند : الزامهم بالقدماء الثمانية و معروفة كه عامه قائلند ، ديگر آنكه علم را داثر و زائل و تابع معلوم ميدانند كه تا معلوم وجود ندارد علم هم وجود ندارد و پس از زوال معلوم علم هم